سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

364

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

بلند اعلام كنم و آن را ظاهر نمايم و مردم را به آن دعوت كنم و آن طور كه از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در هر مورد شنيدهام شرح و تفسير نمايم ، آنگاه جز افراد كمى - آن هم ذليلها و پستها و بىارزشهاى در نظر مردم - باقى نمىمانند « 21 » و از بيان چنين مطالبى وحشت مىكنند و از اطراف من متفرق مىشوند . اگر نبود پيمانى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله با من كرده و از او شنيدهام و قبلا به من سپرده حق را اعلام مىكردم ، ولى آن حضرت فرموده است : « اى برادرم ، هر چه كه بندهء خدا به آن مضطرّ شود خدا برايش حلال و جايز كرده است » و شنيدم كه مىفرمود : « تقيه از دين خداست ، و كسى كه تقيّه ندارد دين ندارد » . سليم مىگويد : سپس امير المؤمنين عليه السّلام رو به من كرد و اين شعر را خواند : ادفعهم بالرّاح دفعا عنّى * ثلثان من حىّ و ثلث منّى فان عوّضنى ربّى فاعذرنى يعنى : آنان را با آرامش از خود دفع مىكنم كه دو قسمت از قبيلهاى و يك قسمت از خودم دفع مىكنم . اگر پروردگارم به من عوض دهد البته عذر مرا مىپذيرد . گرفتارى امير المؤمنين عليه السّلام با مردم ( 1 ) امير المؤمنين عليه السّلام وقتى حكمين « 22 » را فرستاد به آنها مىفرمود : « طبق كتاب خدا و سنّت پيامبرش حكم كنيد اگر چه نتيجهء آن بريدن گلوى من باشد ، چون آنان كه زمينهء

--> ( 21 ) يعنى شيعيان مؤمن من باقى مىمانند كه در نظر مردم ذليل و پست و بىارزش هستند . ( 22 ) جريان حكمين در پايان جنگ صفين انجام يافت كه قرار شد از طرف هر لشكر شخصى بعنوان حكم و قاضى برود تا قرارداد صلح نوشته شود ، كه از طرف لشكر شام عمرو عاص بود و از طرف لشكر عراق ابو موسى اشعرى بود .